تبلیغات
پیام نجات - ( آخرین روز حیات رسول الله «ص» )
پنجشنبه 21 آبان 1388

( آخرین روز حیات رسول الله «ص» )

   نوشته شده توسط: محمدرفیع حیدری    

رحلت حضرت محمد مصطفی«ص» نیز مانند هجرت و تولد شان روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول بوده است. حضرت انس «رض» یكتن از اصحاب آنحضرت «ص» میفرمایند: هیچ روزی نیكوتر وبهتر از روزیكه پیامبر«ص» وارد شهر مدینة المنوره شدند ندیدم وهمچنین هیچ روزی سخت تر و غمناك تر از روزی كه پیامبر«ص» وفات كردند درمدینة المنوره ندیده بودم. حضرت علی «رض» میفرمایند: درآخرین روزهای حیات حضرت محمد مصطفی«ص» ،حضرت جبراییل «ع» سه روز متوالی خدمت رسول الله «ص» میآمد و اجازه میگرفت و میفرمودند: ملك الموت تا امروز از هیچكس اجازه نخواسته است كه شما را قبض روح كنم و یا نكنم ولی از شما اجازه میگیرد. چون حضرت جبراییل «ع» رفت و لحظی بعد ملك الموت آمد پیامبر«ص» را سلام نموده وگفت: الله«ج» دستور داده كه ازشما اجازه بگیرم،اگرشما اجازه ندهید تا روح شما راقبض كنم باز میگردم. پیامبر«ص» فرمودند: مهلت بده تا خلیلم حضرت جبراییل«ع» بیآید چون حضرت جبراییل «ع» آمد با وی هفتاد هزار فرشته رضوان و خزانه دار بهشت همراه بود.آنحضرت «ص» به حضرت جبراییل«ع» فرمودند:بشارتی از جانب محبوبم برایم نداری؟حضرت جبراییل «ع» فرمودند:دربهای آسمان را گشوده اند و فرشته گان نیزصف كشیده اند كه به روح شما صلوة بفرستند. پیامبر «ص» فرمودند : از این موضوع سوال نكرده ام. حضرت جبراییل «ع» فرمودند:بهشت وفرشته گان آن منتظر شما ند. پیامبر«ص» فرمودند:از این هم سوال نكردم.حضرت جبراییل «ع» فرمودند: اولین شافی روزقیامت شما هستید. پیامبر«ص» فرمودند: از این نیز نپرسیدم. حضرت جبراییل «ع» فرمودند: روزقیامت كلید دربهای بهشت به دست مبارك شما باشد تا اول شما و در پی شما هیچ امتی به بهشت داخل نشود تا اینكه نخست پیروان امت شما داخل بهشت شوند. پیامبر«ص» فرمودند: اكنون چشم مرا روشن ساختی و بعد از آن ندا سردادند ای ملك الموت كجایی آنچه ترا از جانب الله«ج» امر شده بجا آور. سپس حضرت جبراییل «ع» سمت راست میكاییل «ع» سمت چپ، اسرافیل«ع» سمت بالای سرمبارك رسول الله«ص» قرارگرفتند و دراین هنگام ملك الموت آمد وبه قبض روح آنحضرت«ص» مشغول شد وبه یك دست قبض روح میكردوبایك دست دیگرش عرق ازروی پیامبر«ص» پاك میكرد وبه همین ترتیب رسول الله«ص» از دنیا رحلت كردند.آخرین تقاضای آنحضرت«ص» از اطرافیان شان این بودكه دندانهای شانرا مسواك بزنندچون پیامبر«ص» خیلی به نظافت علاقه داشتند و ‌‍‌‌به دفعات گفتند كه نظافت نصف ایمان است. حضرت عایشه«رض» میفرمایند: روزیكه رسول الله «ص» درشرف وفات بودند ، ازواج مطهرات و دیگر اقوام شان برسربالین شان بودند من درآن موقع كه جوان بودم وهیجده سال داشتم نمیتوانستم بفهمم كه شوهرم درشرف مرگ است،من دستانم را اطراف گردنش حلقه كرده بودم و ایشان سر خویش را روی زانو من گذاشته بودند كه درهمین حال ایشان زندگی را به درود گفتند.من ابتداء نمی فهمیدم كه ایشان وفات كردند ولی وقتی زنان شیون نمودند ومردان گریستند من دانستم كه پیامبر«ص»ازدنیا رفته است.به محض اینكه خبر وفات رسول الله «ص» در شهرمدینة المنوره انتشار یافت همه مردم با هم فریاد كشیدندكه دیگر پیامبر «ص» در این جهان نیست. سوگواری وضع عمومی رابخود گرفته بودبعضی با احساس دردعمیقی به حالت سكوت فرو رفته بودند، دسته ای با حركاتی جنون آمیز خود رابه خاك میمالیدند و دسته ای كه اطراف خانه رسول الله«ص» جمع شده بودند هیچ باور نمی كردند كه ایشان وفات كرده باشند دراین حال حضرت عمرفاروق«رض» از منزل رسول الله «ص» بیرون شدند و گفتند: هركس بگوید كه رسول الله «ص» وفات كرده من با این شمشیرسرش را از تن جدا میكنم بعد از آن حضرت ابوبكر صدیق«رض» تشریف آورده و فرمودند: اگرشما حضرت محمد مصطفی«ص»را می پرستیدید باور كنید كه او وفات كرده واگرخدای حضرت محمد مصطفی«ص»را پرستش میكردید بدانید كه خدای پیامبر«ص» همیشه زنده وپاینده است بعد از این گفتار حضرت عمر«رض» به گوشه ای نشست وچنان گریست كه ریش مباركشان ترشدو دیگرمسلمین نیزمیگرستند. سرانجام حضرت علی«رض» ،حضرت عباس،حضرت ابوالفضل بن حضرت عباس وحضرت اسامه بن زید«پسرخوانده پیامبر«ص» »، حضرت رسول الله«ص» را غسل دادند و درهنگام شستن جسد آنحضرت«ص» برای رعایت احترام لباسهای شانرا بیرون نیآوردندبلكه ایشانرابا لباس هایشان شستند وبعد ازآن یگانه ردای شانرا روی پیراهن شان پوشاندند تا اینكه بعداز ایشان كسی آنرا نپوشد سپس حضرت علی«رض» ، ابوالفضل و اسامه«رض» پیكر آنحضرت«ص» را در قبر پایین نموده و دفن كردند. روزیكه حضرت محمد مصطفی «ص» رحلت میكردند از مال دنیا جز یك قاطرسفیدی كه پادشاه حبشه به ایشان هدیه كرده بود و چند شمشیر چیز دیگری نداشتنددراین اثناء مبارك ناگهان به یاد شان آمدكه ایشان نیزهفت دینار به نزد حضرت عایشه«رض» ذخیره دارند. بعد ازآن فرمودند: ای عایشه«رض» این هفت دینار را بین مساكین و فقراء تقسیم كن زیرا من شرم دارم كه با هفت دینار پول نزد الله«ج» بروم. آنحضرت«ص» را در شهر مدینة المنوره درست درهمان جاییكه ایشان وفات كرده بودند یعنی در خانه ام امومنین حضرت عایشه«رض» به عمر« ۶۳»سالگی بعد از« ۲۳» سال پیامبری به روز دوشنبه « ۱۲ربیع الاول سال ۱۱هجری قمری» محترمانه دفن كردند .این بود شرح مختصری از حالت وفات حضرت محمد مصطفی«ص» كه بسیار غمناك وتكان دهنده بود.« انا لله و انا الیه راجعون » « لطفاً یك صلواة بفرستید.« الهم صلی علی محمد.... »
نوت: دعای خیر شما را خواهانم .


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.